[عمومی , ]
آری، آری،زندگی زیباست، زندگی، آتشگهی دیرینه پا بر جاست ، گر ،بیفروزیش ،رقص شعله اش، در هر کران پیداست. ورنه ، خاموش است و خاموشی گناه ماست.
نوشته شده توسط تک سوار عشق در چهارشنبه 31 مرداد 1386و ساعت 06:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[عمومی , ]
گفتم اولین پستمو با نوشته های سهراب شروع کنم : به نام حق به نام آنكه دوستی را آفرید، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفرید. و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه میخواستم از او بگویم. كه هر چه بود، پیش از هر كلامی، خودش گفته بود. باید این واژه های كوچك را شست اتاق آبی وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن....مثل تنها مردن
به سراغ من اگر میایید نرم و آهسته بیایید مبادا كه ترك بردارد چینی نازك تنهایی من
نوشته شده توسط تک سوار عشق در چهارشنبه 17 مرداد 1386و ساعت 05:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
[عمومی , ]
به نام او كه مهربان ترین مهربانان است
نوشته شده توسط تک سوار عشق در دوشنبه 15 مرداد 1386و ساعت 09:08 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 15 مرداد 1386 و ساعت 09:08 ق.ظ
()
نظر
|